ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
237
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
لم تكن تصلح للملك و لم * تعطك الطاعة بالملك العرب فى عذاب و حصار مجهد * سدد الطرق فلا وجه الطلب زعموا انك حى حاشر * كل من قد قال هذا قد كذب ليته قد قاله فى جده * من جميع ذاهب حيث ذهب اوجب الله علينا قتله * و اذا ما اوجب الامر وجب كان و الله علينا فتنه * غضب الله عليه و كتب يعنى براى چه بر تو بگريم ؟ براى طرب و رواج دادن و شايع كردن لهو و لعب اى ابا موسى ( كنيه امين ) . براى ترك نماز پنجگانه كه بايد در وقت خود ادا شود كه بر آب انگور ( باده ) حريص بودى ( و براى همان نماز را ترك مىكردى ) من بر شنيف ( غلام و محبوب امين ) نمىگريم و بر مرگ كوثر ( غلام من بر محبوب ديگر كه گويند هنگامى كه خبر هجوم طاهر را به امين دادند سرگرم ماهى - گيرى و تفريح بود و چون آن خبر دهشت آور را شنيد تغيير حالت نداد و بمخبر گفت : واى بر تو كوثر دو ماهى گرفته و من چيزى صيد نكردهام با همان بىباكى خلافت را از دست داد . ) تو براى خشنودى يا خشم قائل به حد و اندازه نبودى . ( افراط و تفريط ميكردى و بيهوده خشم مىگرفتى يا راضى ميشد ) . تو در خور كشور نبودى و ملت عرب هم باطاعت تو تن نمىداد . براى چه بر تو زارى كنيم ؟ آيا براى اينكه ما را دچار منجنيق و بسلب و نهب مبتلا و گرفتار كردى ما بسبب تو دچار رنج و محاصره طاقت فرسا شده كه تمام راهها را به روى ما بسته بود و قادر بر طلب چيزى نبوديم ادعا مىكنند كه تو زنده هستى و ميخواهى لشكر جمع كنى هر كه اين ادعا را كرده دروغ گفته است اى كاش هر كه اين ادعا را كرده از روى وجد و شعف مىكرد كه چيز رفته را بازگرداند . خداوند قتل او ( امين ) را بر ما واجب كرده هر چه را خدا واجب